غزل از مصرع اول به تماشايت بود
واژه در واژه پر از خنده ی زیبایت بود
 
خون دویدست بر این پیکر بی جان امشب
شاعری منتظر عشوه فردایت بود
 
عشوه میریختی و رقص جنون میکردی
ذکر لا حول ولا. . . بر لب بابایت بود
 
بیت در بیت پر از زمزمه ی عاشقی ات
واژه در واژه ی من محو غزلهایت بود
 
تشنه بودي و بجز لعل پدر آب نبود
اين لب خون خدا بود كه سقايت بود
 
ضربتي آمد و اين قافيه را در هم ريخت 
حسن اين قافيه آن صورت زيبايت بود
 
پا به پای پدرت رفته ای آرام آرام 
سرمه ی چشم فلک، خاک قدمهایت بود
 
زهر در كام غزل ريخت عدو نيزه بدست 
غزل قامت تو هستي بابايت بود
 
اجر همراهی خورشید،ستاره شدن است 
رمز چشمان تو و چهره گیرایت بود
 
میدرخشیدی و همراه پدر میرفتی 
قد رعنات مگر...نیزه چرا پایت بود؟
 
ادیان نیوز
" />
چهارشنبه 01 مهر 1405 - Wed 23 Sep 2026
  • ۷۰۰ هزار واکسن آنفلوآنزا وارد شد

  • پاکسازی خانۀ تیمی تروریست‌ها در جهادآباد سراوان

  • گزارش حادثه برای یک کشتی در تنگه هرمز

  • قیمت نقره امروز چهارشنبه ۱ مهر

  • بورس دوباره جان گرفت

  • فوتبال الکترونیک ایران طلایی شد

  • جنگ تار تار /لیست خرید پرسپولیس در نیم‌فصل؟

  • خلاصه بازی امید ایران ۱ - امید کره شمالی ۴

  • اطلاعات مأموران اف بی آی هک شد

  • فرودگاه نجف: پروازهای ایران همچنان برقرار است

  • دلتنگی مادر ماکان نصیری در روز اول مهر / فیلم

  • آغاز تجربه RQ-۱۷۰ این بار از دل آب‌ها

  • تهدید یک کشور به نسل کشی در سازمان ملل!

  • آقای صالحی! این فیلم را با این حجم از شوخی‌های رکیک با خانواده می‌بینید؟+ عکس

  • قالیباف: ملت ما شجاعانه مقابل دشمن ایستاد

  • شمارش معکوس یهودی‌سازی مسجدالاقصی و بلعیدن کرانه‌باختری + عکس

  • تغییر ساعات کاری ادارات و بانک‌ها اعلام شد +فیلم

  • سیگنال توافق از نیویورک؛ ایران و آمریکا دوباره پای میز مذاکره /ترامپ: فکر می‌کنم با ایران به توافق می‌رسیم+ عکس و فیلم

  • عراقچی در نیویورک با حمایت نهادهای امنیتی مذاکره می‌کند

  • عربستان بارگیری نفت را شروع کرد

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 2715
    تاریخ انتشار: 09/خرداد/1394 - 10:47

    غزلی تقدیم به میوه قلب سید الشهداء(ع)/روز جوان

    پایگاه خبری حامیان ولایت/فرهنگی

    غزل از مصرع اول به تماشايت بود
    واژه در واژه پر از خنده ی زیبایت بود
     
    خون دویدست بر این پیکر بی جان امشب
    شاعری منتظر عشوه فردایت بود
     
    عشوه میریختی و رقص جنون میکردی
    ذکر لا حول ولا. . . بر لب بابایت بود
     
    بیت در بیت پر از زمزمه ی عاشقی ات
    واژه در واژه ی من محو غزلهایت بود
     
    تشنه بودي و بجز لعل پدر آب نبود
    اين لب خون خدا بود كه سقايت بود
     
    ضربتي آمد و اين قافيه را در هم ريخت 
    حسن اين قافيه آن صورت زيبايت بود
     
    پا به پای پدرت رفته ای آرام آرام 
    سرمه ی چشم فلک، خاک قدمهایت بود
     
    زهر در كام غزل ريخت عدو نيزه بدست 
    غزل قامت تو هستي بابايت بود
     
    اجر همراهی خورشید،ستاره شدن است 
    رمز چشمان تو و چهره گیرایت بود
     
    میدرخشیدی و همراه پدر میرفتی 
    قد رعنات مگر...نیزه چرا پایت بود؟
     
    ادیان نیوز

    غزلی تقدیم به میوه قلب سید الشهداء(ع)/روز جوان

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما